بر اساس اطلاع موثق رئیس اداره برق لارستان در مرکز استان موضوع بیبرقی را پیگیری کرده است اما حداکثر ۲۰ درصد احتمال کم شدن بیبرقی میرود بقیه را به پیگیری در تهران و شرکت توانیر منوط کردهاند.
در یک سال گذشته بارها هشدار دادیم. مقاله نوشتیم، نامه زدیم. اعتراض کردیم. دو هفته خاموشیها کم شد. اما حالا، دوباره همان چرخهی با شدت بیشتری بازگشته است؛ این بار با چاشنی افزایش تعرفه برای پرمصرفها!
نماینده مجلس، با صراحت از ظلم به مناطق جنوبی سخن گفت، اما سخنانش تا امروز تاثیری در رویهٔ اجرای خاموشیها نداشته. اداره برق که پیگیر است اما با لحنی توجیهگر، خاموشی ۹۰ دقیقهای را "حداکثر مدت" اعلام میکند. وزارت نیرو که پیش از هر اصلاحی در زیرساختها، دست به افزایش تعرفهها زده است.
یکبار برای همیشه رک و شفاف میگوییم: شهروندان جنوب فارس، از جمله ساکنان لارستان، خنج، گراش، اوز و جویم، نه برق رایگان خواستهاند، نه امتیاز ویژه، فقط عدالت میخواهند.
عدالتی که بر اساس اقلیم تعریف شود، نه از روی میزهای سردنشینان تهران. جنوب کشور، اقلیم معتدل نیست، جغرافیای خنک کوهستانی نیست. اینجا در خرداد، تیر، مرداد و شهریور دماسنجها روی عدد ۴۵ تا ۵۵ میمانند. چگونه ممکن است قطع برق در چنین شرایطی اول از اینجا آغاز شود؟ آیا این ظلم مضاعف نیست؟
و در این میان، مردم همزمان با خاموشی، با افزایش نرخ برق هم مواجهاند. در یک تصمیمگیری ناموزون، بهای برق برای پرمصرفها ۲۶ برابر شده است؛ بیآنکه ابتدا توضیح داده شود مصرف بالا در مناطق گرمسیری الزام زیستی است، نه ولخرجی رفاهی.
سیاستگذاران برق کشور باید بدانند که: خاموشی را شاید مردم تحمل کنند، اما خاموشی در پاسخگویی و رفتارهای تبعیضآمیز را نه.تعرفه سنگین را شاید بپردازند، اما تحقیر را نه. صبر کنند، اما تا زمانی که آن صبر به سادگی و بیاطلاعی تعبیر نشود. ای کاش به جای انتشار جدولهایی با رنگها و حروف سردرگمکننده که بیشتر شبیه معمایی برای آزمون صبر و حوصله مردم است، اندکی شفافیت و عدالت منتشر میکردید.
در پایان، این مقاله نه یک اعتراض مقطعی، که نوشتهای برای ثبت در حافظه جمعی مردم لارستان، خنج، گراش، اوز و جویم است. تا اگر روزی پرسیده شد چه شد و چه کردید، بگوییم: ما هشدار دادیم، ما نوشتیم، ما فریاد زدیم. خاموشی آمد، اما سکوت نکردیم.
ارسال دیدگاه شما
نظرات: